تبليغاتX
وبگوز خوش صدا
نخستین وبلاگ تخصصی گوز در ایران

نخست آن سیه روز و برگشته رنگ

 

برافروخت گوزی چون گوز پلنگ

 

 

دلیران گوزیدند در میدان نبرد

 

كه از گوز آن شد دلم سرد سرد

 

 

نهادند سنتوله هایی چنان

 

كه كم دیده باشد زمین و زمان

 

 

چو رید بر رخ كفر روی سنگ

 

تپیدند توالت ها در فرنگ

 

 

چو ریدند از كین دل روی هم

 

در صلح بستند بر روی هم

 

 

گوز حقم ، نیستم گوز هوا

 

گوز من باشد بر كونم گوا

 

 

جمله عالم ، زین گوز گمراه شد

 

كم كسی از گوز حق آگاه شد

 

 

عشق گوز بر ما روی نهاد

 

ساخته شد در ما از سوی باد

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 16:17  توسط محمــــــــــــد جـــــــــــــواد  | 

میدونی شباهت گوز بادوست دخترچیه؟

اگه کسی بوببره آبروت میره

اگه ولش کنی راحت میشی

اگه نگرش داری خودشوچوس میکنه

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 14:28  توسط محمــــــــــــد جـــــــــــــواد  | 

دنیا مثل گوز زود میادو زود میره و بی ارزش هست پس چه خوبه که ما به این دنیای بی ارزش

انقد بها ندیمو خودمنو با مشکلاتش اذیت نکنیم و بیایم کارهایی رو  انجام بدهیم که باعث شادی ما تو این دنیا بشه چون گوز اگه زود گزره در عوض صداش همروو شاد می کنه و این شادی هست که

                                             همیشه در ذهن آدما  میمونه ...............

به عنوان مثال میشه گفت:طبق آخرین تحقیق پزشکی ثابت شده۱ گوز با لذت به اندازه ی ۱۰ قرصX شادی آور است .

انجمن حمایت از گوزوها...

                          

                                                 

خوشگلی در حال یوگاااااااااااااااا

نازی پستونکشوووووووو

عجب بالرینی

             

 جالیوانی جدید

 

حالا یک دو سه چهارررر

 

فضایی مدل جدید

اخیرا یکی از  دوستان مقاله ای علمی در این مورد برایم ارسال کرد . متاسفانه منبع و مرجع آن مشخص نیست . لذا صحت و سقم آن  العهده الراوی.

اگر تا بحال در باره گوز و چس مطلب علمی نخوانده ايد, اين مقاله را حتما بخونيد:

 

منبع گوز – هواي بلعيده شده هنگام خوردن و نوشيدن
گاز جذب شده از خون توسط ديواره روده

- گاز حاصل ازواکنشهاي شيميايي روده و
- گاز توليدي در اثر فعاليتهاي باکتريهاي روده
ساختار گوز 

ساختار دقيق گوز در افراد مختلف و در اوقات مختلف بر مبناي غذاي فرد متفاوت است. قسمت اعظم هواي بلعيده شده اکسيژن است که قبل از رسيدن به روده جذب بدن مي شود و فقط نيتروژن باقي مي ماند. بقيه هم شامل دي اکسيد کربن، هيدروژن و متان است. هر چه باد بيشتر در روده نگه داشته شود، ميزان نيتروژن آن بيشتر مي شود چون بقيه امکان جذب دوباره به بدن را دارند. در ضمن افراد عصبي و عجول اکسيژن بيشتري در روده دارند و گوزوتر هستن
بوي گوز

پ.ن يکي از خوانندگان خوب آدرس سايت اصلي را داده متاسفانه براي من فيل طور بود و من نتوانستم ببينم

بوي حاصل از گوز بيشتر به خاطر ترکيبات گوگردي مثل سولفيد هيدروژن است. غذاهايي چون کلم، تخم مرغ و گوشت بوزا هستند. لوبيا بطور اخص بوي شديد ندارد ولي حجم گاز را خيلي زياد مي کند.

صداي گوز

صداي گوز حاصل ارتعاشات دهانه مقعد هنگام خروج گاز است. نوع و شدت صدا بستگي به شتاب گاز و تنگي ماهيچه اسفنکتر مقعد دارد.

چرا چُس گرم و کم صدا است در حاليکه گوز پرصدا و کم بو است؟
گوز بيشتر حاصل بلعيدن هواست و حجيم است. براي همين هم صداي بيشتري دارد در حاليکه چس حاصل فعاليتهاي باکتريهاي روده است که گازهاي گوگردي توليد مي کنند و در اثر اين واکنشها حرارت هم ايجاد مي شود ولي اين گازها کم حجم ترهستند و به همين دليل کم صداترند.

يک فرد عادي در روز چقدر مي گوزد؟
به طور متوسط، هر فرد روزانه نيم ليتر گوز توليد مي کند و 14 مرتبه در روز مي گوزد.

آيا ممکن است کسي اصلا نگوزد؟ 
خير! همه مي گوزند. حتي مرده ها تا چند ساعت پس از مرگ ممکن است بگوزند (بخاطر گازهاي جمع شده در روده قبل از مرگ).

آيا مردها بيشتر از زنها مي گوزند؟
خير! تفاوت در ميزان گوز بستگي به جنسيت ندارد و بيشتر مربوط به عادات غذاخوردن و بلعيدن هوا و ژنتيک است. اما مردها آزادانهتر از زنها مي گوزند و زنها در اين مورد بخاطر قواعد اجتماعي بيشتر خودداري و مخفي کاري مي کنند.

احتمال گوزيدن در چه وقت از روز بيشتر است؟
صبح اول وقت بعد از بيداري.

چرا حبوبات گاز توليد مي کنند؟
حبوبات حاوي چند نوع قند هستند که براي انسان قابل هضم نيست و وقتي اين قندها به روده مي رسد، باکتريهاي روده جشن مي گيرند و حسابي گاز توليد مي کنند. بقيه غذاهاي گاز ساز عبارتند از: فلفل دلمه اي، کلم سنگ، کلم پيچ، شير، نان، تخم مرغ، آبجو، و کشمش.

چه کارهاي ديگري باعث توليد گاز مي شود؟
بلعيدن تند غذا و آب (درمان: جويدن با دهان بسته و آرام غذا خوردن)، آدامس جويدن، سيگار، ليسک و آب نبات، نوشابه هاي گازدار، صعود در هواپيما (بخاطر افت فشار) و عصبي بودن.

آيا نگه داشتن گوز ضرر دارد؟
در اين مورد نظرات متفاوت است. قديمي ها معتقد بودند که ضرر دارد. کلاديوس، امپراطور روم، به خاطر حفظ سلامت عمومي، گوزيدن در جشنهاي دربار را آزاد کرده بود. اما دکترهاي امروزي مي گويند که خودداري ضرري ندارد. فقط فشار گاز ممکن است باعث دل درد شود. بعضي دکترها هم اعتقاد دارند که خودداري مداوم در دراز مدت باعث گشادي و ورم مزمن ديواره روده مي شود.

تا چه مدت مي شود گوز نداد؟
گوز به محض اينکه فرصت پيدا کند و ماهيچه تان را شل کنيد فرار مي کند. حتي اگر تمام روز هم خودتان را کنترل کنيد، بعد از خواب رها مي شود. باور نداريد يک شب در پروازهاي بين قاره اي در هواپيما نخوابيد و به دقت گوش کنيد ببينيد چه مي شنويد.

آيا همه در خواب مي گوزند؟
خير! اکثر مردم از کودکي ياد مي گيرند که در خواب دريچه (اسفنکتر) مقعد را کنترل کنند و به همين خاطر هم صبحها بعد از بيداري مي گوزند ولي اکثر کساني که در طول روز خودداري مي کنند، در خواب ناخودآگاه مي گوزند. حتما متوجه شده ايد که گاهي اوقات اگر خودتان را کنترل کنيد گوز برطرف مي شود. اين موقتي است چون باد به قسمتهاي داخلي روده مهاجرت مي کند و جذب نمي شود بلکه بعدا با قدرت بيشتري هجوم مي آورد.

بهترين راه براي رد  گم کردن گوز چيست؟
يک شرکت آمريکايي به نام fartypants هست که گوزقنداق مي فروشد: چيزي شبيه به نوار بهداشتي که در داخل شلوار قرار مي گيرد و بوي چس و کمي از صداي آن را به خود جذب مي کند. ولي اگر از اين چيزها نداريد، از روشهاي سنتي استفاده کنيد. مثلا اگر در جمع هستيد خيلي طبيعي رفتار کنيد، انگار نه انگار چيزي شده و اگر صدايش بلند بود با سرعت برگرديد و با تعجب به نفر بغل دستي يا پشت سري خودتان نگاه کنيد.

آيا واقعا گوز با کبريت شعله ور مي شود؟
بله! باور نداريد امتحان کنيد. فقط مواظب باشيد که کار خطرناکي است. بنا به آمار، يک چهارم کساني که اين کار را کرده اند کونشان را سوزانده اند چون شعله به سمت مقعد پس مي زند. در ضمن امکان آتش گرفتن لباس و چيزهاي ديگر دور و بر هم هست. همانطور که قبلا ذکر شد، گوز حاوي گازهاي متان و هيدروژن است که هر دو گاز شديدا اشتعال پذير هستند. رنگ شعله حاصله آبي (متان) يا زرد (هيدروژن) است.

آيا تا بحال کسي از راه گوزيدن امرار معاش کرده است؟
بله! معروفترين گوزوي جهان يک فرانسوي است بنام لوپتومين  که در اوايل قرن 20 نمايش اجرا مي کرد. اين آقاي هنرمند مي توانست با مقعد آب هورت بکشد. در نمايشها لوپتومين در يک ظرف آب مي نشست و تمام آبها را از مقعد بالا مي کشيد و بعد مثل شلنگ آتش نشاني با قدرت بيرون مي پاشيد. کار ديگرش اين بود که هوا را از مقعد به درون مي کشيد و بعد به صورت موزيکال بيرون مي داد و يا صداي پرنده ها و حيوانات ديگر را در مي آورد.

چند نکته ديگر
بوي چس حيوانات گوشتخوار مثل سگ و گربه خيلي بد است

سگها از بوي چس آدم خوششان مي آيد و براي همين دنبال سر آدمهايي که چسيده اند راه مي افتند تا لذت ببرند
قهرمان گوز در ميان حيوانات موريانه است (بخاطر رژيم چوب) و به گفته دانشمندان به خاطر بالا بودن تعداد اين حشرات، گوز موريانه ها يکي از عوامل تاثيرگذار بر گرم شدن جو زمين است

گاز متان حاصل ازگوز و آروغ گاوها و گوسفندان (و ساير نشخوارکنندگان) هم از عوامل گرمازا و آلوده کننده جو زمين است. براي همين دانشمندان ژنتيک نيوزيلند مشغول يافتن راهي براي توليد گاو و گوسفندهايي هستند که متان توليد نکنند. گوز نشخوار کنندگان بي بو است ولي نسبت به انسان بسيار پر صداتر و طولاني تر است

اگر در يک محيط کوچک و سربسته (مثل آسانسور يا زير لحاف) زياد بچسيد، ممکن است دچار سرگيجه شويد (بخاطر کمبود اکسيژن و بالا بودن ميزان گازهايي مثل متان و دي اکسيد کربن) ولي مطمئن باشيد خفه نخواهيد شد.

حالا یه سوال کنکوری:

۱)آیا تابه حال برای شما اتفاق افتاده است

بچسید وبوی آن را اول خودتان استشمام

 کرده باشید چه بلایی به سرتان آمده 

 است؟

۱)بالاآورده اید                                               ۲)از بو لذت بردید

 ۳)خفه شده اید                                           ۴)به خواب رفته اید

 از کونگوزها و رینغوزها و... خواهشمندیم به سئوال کنگوز(کنکور)پاسخ دهند!!! 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 17:10  توسط محمــــــــــــد جـــــــــــــواد  | 

 

در چند روز  پس از انتشار شرح حال استاد عزیز "آقای متان"، اینجانب همچو نوجوانی محجوب که در بوی گرم گوز پدربزرگ خود غوطه ور شده و از سر نجابت پنجره را نمی­گشاید، در اندیشه­ای یأس آمیز فرو رفته بودم.

دوستان! وجود شخصی همچون "آقای متان" عزیز این واقعیت تلخ را به ما گوشزد می­نماید که ما حتی در گوزیدن هم از بیگانگان عقب تریم. و آنها کجا، ما کجا!

 در شرایطی که هنوز موفق به ایجاد فرهنگ گوز و گوزیدن در کشورمان نشده­ایم در کشورهای غربی گوز ابزار هنرمندی هنرمندان است. و ایشان از گوز به پول رسیده­اند و چه بسا در آینده­ای نزدیک، صنعت گوز جای صنایع امروزی را بگیرد و تبدیل به یکی از  ارکان اقتصاد جهانی شود.

میترسم، میترسم از روزی که مجبور به واردات گوز شویم که با این وضع تحریم­ها و سنگ اندازی "شیطان بزرگ" چاره­ای جز وارد کردن  آن از "چین" و کشورهای درجه چندم "اروپای شرقی" نخواهیم داشت. که قربانش بروم آنها هم جنس مرغوب دست کسی نمی دهند و هر چه گوز مانده و گندیده که از مواد اولیه­ی نامرغوبی چون ترشی ترب و تخم مرغ نیم هضم تولید شده­ است را به خیک مبارکمان خواهند بست. گلاب به رویتان تصور کنید که این محموله­ی کذایی­ از آب بگذرد و به کشور وارد شود، آنوقت چه کثافتی که در مملکت راه نیفتد.

البته اشتباه نشود من به استعداد مردم عزیز شک ندارم و ایمان دارم اگر برادران و خواهران عزیز از حضور در سال "نوآوری و شکوفایی" بهره کافی برده و غیرت نشان دهند تا پایان این سال مبارک در  عرصه­ی فراورده­های گوارشی و پساگوارشی نتنها به خودکفایی می­رسیم بلکه با این توانی که بنده از "ملت قهرمان" سراغ دارم خواهیم توانست از ابرقدرتان صنعت گوز شویم. و چه بسا سرمایه­گذاری در این زمینه باعث رشد استعدادهایی همچون "آقای متان" از بین جوانان مومن و متعهد گردد.  البته منظور من از جوان، فقط فرزندان ذکور ملت است. زیرا در شأن بانوان محجبه­ نیست که به اجرای برنامه از طریق گوزیدن جز برای محارم خود پردازند زیرا علاوه بر صدای تحریک کننده­ی گوز دختران، باد گوز می­تواند چون نسیم شهوت، امواجی دلربا در پوشش عفت­مند ایشان ایجاد نموده و موجب زنای چشم بیماردلان گردد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 13:31  توسط محمــــــــــــد جـــــــــــــواد  | 

سلام دوستان! سال نو مبارک! آقای متان هستم و از اینکه افتخار آشنایی با شما گوزدوستان فارسی زبان را پیدا کردم بسیار خوشحالم همینطور از رایحه­ی عزیز که این فرصت را به من داد که از طریق وبلاگش برای شما مطلبی از فعالیتهای نفخ آور و باددار خودم بنویسم سپاسگزارم.

خیلی از مردم همیشه در مورد فعالیت و استعداد بادی و گوزی از من سوال می­کنند که فکر می­کنم اگر بخواهم لحظه لحظه­ی آن را برای شما بگویم چیز خسته کننده­ای باشد پس حالا سعی می­کنم داستان گوزنده شدن خودم و درآمدن به این حرفه را به صورت خلاصه برایتان شرح دهم.

قبل از هر چیز باید این را یادآوری کنم که فعالیتهای مقعدی کار ساده­ای نیست و نمی­شود روی آن کنترل داشت شاید شما بتوانید برای مدتی گوز یا مدفوع خود را کنترل کنید ولی این زمان طولانی نخواهد بود و در هر صورت شما بی اختیار از شر این پدیده خلاص خواهید شد. حالا کسی را فرض کنید که نه تنها توانایی این را داشته باشد که این دو پدیده بزرگ را در اختیار خود بگیرد بلکه روی حالت صوتی و واکه­ای آن مثل یک رهبر ارکستر کنترل داشته باشد.

درباره اینکه من چگونه پی به این استعداد خود بردم باید عرض کنم که در اوایل پانزده سالگی در حالیکه مشغول تمرین حرکت لوتوس در یوگا بودم که آن را خواهر عزیزم به من یاد داده بود فهمیدم که می­توانم از مقعد خود هم تنفس کنم یعنی دم و بازدمی با صدای گوز از مقعد خود ایجاد کنم. از این اتفاق بسیار خوشحال شده بودم و روز بعد آن را برای همکلاسی های خود در وقت نهار در زمین اسکواش دبیرستان محل تحصیلم در "چِشایر" انگلستان اجرا نمودم که بسیار مورد استقبال قرار گرفت به طوری که از فردا کار من در وقتهای استراحت گوزیدن برای دوستانم بود و بعد از آن بود که کم کم در مدرسه معروف شدم و هر روز مخاطبین برنامه گوزی من زیادتر می­شدند. البته من استعداد خود را همینطور مفت و مجانی در اختیار طرفدارانم در مدرسه قرار نمی­دادم و در سالهای دبیرستان تمام پول توجیبی من از همین راه تامین میشد که انصافاً مبلغ خوبی هم بود.

تصویر استاد در عهد شباب

بلافاصله بعد از دبیرستان در راه آهن انگلستان مشغول به کار شدم و بعد از مدتی با شرکت در کلاسها و کارگاههای فنی گوناگون توانستم مهندس قطار (لوکوموتیو ران) شوم و موقعیت خوبی در حرفه خود به دست آوردم. یکی از این کلاسها در مورد سوخت گیری و پس از آن تخلیه گازهای حاصل از اکسید مواد سوختی در سیستم لوکوموتیو بود که این موضوع مرا به یاد استعداد خود انداخت و به یاد من آورد که مدتهاست استعدادم مورد بی مهری و کم لطفی از طرف خودم قرار گرفته است. برای همین دیگر تعلل را جایز ندیدم و همان روز در وقت استراحت برای همکاران خود به اجرای برنامه گوزی پرداختم که بازهم مورد استقبال قرار گرفته و بسیار تشویق شدم و بعضی از دوستان آنچنان به خنده افتادند که غذا در گلویشان پرید و بعضی دیگر روی زمین سالن غذا خوری ولو شدند و به گوز گوز افتادند. دوباره دوران معروفیت من آغاز شده بود ولی اینبار محبوب کارکنان راه آهن شدم و در اکثر نقاط از من درخواست هنرنمایی می­شد.

ولی متاسفانه بعد از مدتی به یکی از شهرهای دورافتاده و بی امکانات و همینطور کم جمعیت منتقل شدم. جایی که عجیب ترین موجودات راه آهن انگلستان در آنجا جمع شده بودند و گل سر سبد این موجودات دو دستیار من بودند که یکی از آنها نماد رعایت بهداشت بود و اگر بخواهم یکی از چشمه­های هنر او را مثال بزنم می­توانم به این اشاره کنم که این شخص همه جای خود را با یک دستمال تمیز می­کرد و قدمت این دستمال حداقل به پانزده سال میرسید و هر بار بعد از پاک کردن مثلا بینی خود دستمال را با محتویاتش روی شوفاژ قرار میداد تا خشک شود. تازه این عزیز، دستیار محبوب من حساب میشد چون دستیار دیگرم از وقتی که پشت لبش سبز شده بود تا آن موقع که چهل ساله بود بی وقفه مشغول دستمالی خودش بود و بدون خجالت این کار را جلوی چشم همه انجام میداد. خود شما قضاوت کنید که در این شرایط و بعد از تجربه دورانی شیرین در شهر خودم، روحیه­ی من چگونه بود.

اما خوشبختانه دوران سختی زیاد طول نکشید و من در محل کار با شخصی دوست شدم که نوازنده یک گروه "جاز" بود و از من دعوت کرد که اوقات بیکاریم را به کلوپی که او و گروهش در آن اجرا داشتند بروم که من هم با خوشحالی قبول کردم و پس از مدتی که رفاقت من با اعضای گروه بیشتر شد شبی بعد از برنامه­شان و در خلوت دوستانه­ به هنرنمایی کوتاهی پرداختم و نظر دوستانم را جویا شدم که پس از یک سکوت طولانی و بهت زده، دوستانم به تشویق بسیار من پرداختند و من را گمشده­ی حالا پیدا شده­ی خود نامیدند.

از فردای آن روز من به اجرای برنامه همراه گروه پرداختم که بسیار مورد استقبال قرار گرفت و محبوبیت ما از آن کلوپ و آن شهر فراتر رفت.و کلوپ داران مختلف برای حضور ما در در کلوپشان لحطه شماری می­کردند.

به این ترتیب من از راننده لوکوموتیو به یک گوزنده حرفه­ای و تمام وقت تبدیل شدم.

اکنون سالهاست که به اجرای برنامه در جای جای دنیا و برای گوز دوستانی از طیف عادی مردم تا خانواده­های سلطنتی مثل خانواده ملکه انگلستان پرداخته و از طریق این زبان بین­المللی! پیام خود را به گوش همگان رسانده­ام.

آقای متان در حال ابراز احساسات برای طرفداران

از شما عزیزان به خاطر اینکه داستان من را خواندید سپاسگزارم و امیدوارم از آن لذت برده باشید برای آشنایی بیشتر با من می­توانید به سایت رسمی منwww.mrmethane.com

سر بزنید.

پس به امید دیدار...

آقای متان در جمع مسئولان

استاد در حال اجرای فیگور پر فشار برای اجرای گوز با صدای بم

بعد از انتشار این عکس دختران انگلیسی تصویری جدید از مرد رویاهای خود یافتند

آقای متان و بابانوئل از رفقای قدیمی هم هستند

با تشکر از استاد بزرگوار آقای متان،

دوستان همانطور که خود استاد فرمودند شما می­توانید به سایت ایشان سر بزنید و اطلاعات بیشتری به دست آورید همینطور در سایت استاد عزیز علاوه بر عکس و اخبار و اطلاعات، فایل صوتی و تصویری قسمتهایی از هنر نمایی ایشان موجود می­باشد.

همچنین برای خرید سی-دی ، دی-وی-دی و همینطور تهیه­ی بلیت اجراهای ایشان هم در سایت اطلاعات کافی موجود می­باشد.

ضمنا متن اصلی این پست هم از سایت ارجمند استاد گرامی گرفته شده است.

www.mrmethane.com

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 13:31  توسط محمــــــــــــد جـــــــــــــواد  | 

درود بر شما یاران مهربان وبگوز خوش صدا

دلیل تاخیر در بروز شدن وبلاگ نه ستیز گوز ستیزان بلکه گشادی خودم بود.البته در این مدت آنقدر حالات غریبی به اینجانب دست داد که بشدت گوز معلق بودم و اصلا دستم به قلم نمی­رفت و دوری از وبگوز و شما دوستان عزیز هم روز به روز مرا فرسوده تر می­نمود و از شرایط آرمانی مدیریت وبگوز دور. بطوریکه حتی تصمیم به بستن وبلاگ گرفتم که برای این کار افکاری پلید به مخیله­ام راه یافتند. در ابتدا تصمیم گرفتم خود را چس کرده و طی اعلامیه­ای خبر ترور ناجوانمردانه مدیریت محترم وبگوز خوش صدا توسط گوز ستیزان را به اطلاع عموم علاقه مندان برسانم اما به جان نازنین شما عزیزان به محض گذر این فکر از ذهنم، فریاد "گوزم به ریشت مردیکه عوضی" را خطاب به خود سر دادم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 13:26  توسط محمــــــــــــد جـــــــــــــواد  | 

سلام به یاران وبلاگ خوش صدا

امیدوارم حالتان خوب و زندگیتان عطراگین و آهنگین باشد.

خرگوش بازیگوش

فکر میکنم حالا که هنوز تعداد پستها به 5 نرسیده است. بد نباشد راجع به اصطلاحات گوز و گوزیدن یک مطلب برویم البته این مطلب کامل نیست وبه یاری شما هم برای تکمیل نیاز دارد.

 

اول از همه این را بگویم که معنی لغوی گوز "گردو" است.(میتوانید برای اطلاع بیشتر به فرهنگهای فارسی از جمله فرهنگ عمید صفحه 879 مراجعه کنید.) و البته گوز بین عامه مردم به هوای آهنگین و بو دار که از مخرج خارج میشود گویند.

به نظر اینجانب چون هنگام گوزیدن انسان در مخرج خود احساس کروی(گردو گون) میکند این اسم روی گوز گذاشته شده.

 

و اما اصطلاحات و معنی آنها:

1-گوزیدم بهت: ازت متنفرم

2-گوزار: گوزنده (سخنور)

3-ارتباط گوز به شقیقه: بی ربطی محض (در بعضی منابع به میگرن صعودی معنی شده.)

4-گوزم به ریشت: گوزیدم بهت- کور خوانده ای – ازت متنفرم

 قدمت این اصطلاح 200 سال است و اولین بار توسط وزیر وقت قاجار در گوش سفیر کبیر بریتانیای کبیر نجوا شد. (برای اطلاعات بیشتر به کتاب تاریخ ایران مراجعه کنید.)

5-گوز معلق(ساکن روی "ز"): روان پریش - مبتلا به بیماری عدم تمرکز

6-گنده گوزی: رویا پروری - ایده آلیسم –کمال گرایی

7-از چشم گوزیدن: تعجب بسیار

مثال: عباس شیرمحمدی پس از دیدن جنیفر لوپز در جنوب تهران از چشمهایش می گوزید.

 

فکر میکنم فعلا به اندازه کافی استفاده بردیم و باقی مطلب بماند برای بعد.

موفق و موید باشید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 13:23  توسط محمــــــــــــد جـــــــــــــواد  | 

 

درود بر یاران وبگوز خوش صدا

دلیل تاخیر در به روز شدن وبلاگ نه کوتاهی ما بلکه مشکلات بسیاری بود که پس از انتشار مقاله "تقبیح قباحت گوز از دیدگاه فمینیسم" برایمان پیش آمد.

مخالفان گوز و زن ستیزان که گویی خطر مبارزی تازه نفس و دشمن مشترکی را بیخ گوشهای درازشان حس ­کرد­ه­اند دست اتحاد به هم داده و ستمهای فراوان بر ما روا می­دارند. از خرابکاری در قالب وبلاگ گرفته تا سنگ پرانی و هرزه گویی و تهدید به ضرب و شتم و حتی مرگ!!!

این بد گهران زمانی که با مقاومت ما روبرو شده و از جوان مرگ نمودن این حرکت ناامید شدند. دست به آزار و اذیت شهروندان گوزار به ویژه بانوان زدند.و حتی مردی بی­غیرت جهت انتقام جویی و نفس کش طلبی، نصف ...ون بریده و خونی همسر گوزار خود را برایمان فرستاد و جگرمان را خراشید.(درست مثل اتفاقی که برای خانم نویسنده "کلبه عمو تم" افتاد و اربابی گوش بریده برده­ای نگون بخت را برایش فرستاد.)

مدیریت وبگوز خوش صدا ضمن ابراز تاسف فراوان و عرض تسلیت به جامعه گوزوان

با دلی پر خون تقدیم مینماید:

 

گوزساز دیجیتال (Fart machine):

از اواسط دهه 80 میلادی ذهن دانشمندان علم شبکه و رایانه ­مندان متوجه اهمیت گوز و نیاز جامعه بشری به گوز دیجیتال گشت. شرکتها و افراد بسیاری در این راه قدم نهادند که اکثر آنها با شکست مواجه شدند و دستهای بسیاری به نشانه تسلیم بالا رفت.و فقط شرکتهای معدودی از جمله "بیل گیتس"  "یاهو" و"اینترنت" در میدان رقابت باقی ماندند. که البته اینان هم به موفقیت چشمگیری نائل نیامدند. تا اینکه چندی چیش جوانی بی ادعا و گمنام (که از سر تواضع نخواست نامش فاش شود) موفق به ساخت گوزساز شد.این اختراع مفید علاوه بر مفرح بودن و آشنا کردن علاقه­مندان با انواع گوز، برای درمان یبوست بسیار موثر است.روش پیشنهادی ما برای استفاده دارویی از این نرم­افزار به صورت زیر است:

پس از کلیک کردن روی آیکن گوزساز و اجرای کامل آن، به صورت رندوم(تصادفی) و با سرعت روی کلیدها کلیک کرده و گوش جان بسپارید.ضمانت می­کنیم شفای شما بیش از سه دقیقه طول نکشد.

وبگوز خوش صدا به عنوان اولین نهاد ایرانی افتخار دارد این نرم­افزار را به عموم هموطنان پیشکش نماید.

ماشین گوزو

برای دانلود کلیک کنید.

حجم:481

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 14:23  توسط محمــــــــــــد جـــــــــــــواد  | 

درود بر همراهان وب-گوز خوش صدا

اول اینکه وبلاگ را همیشه جوری به روز میکنم که پنجشنبه صبح بتوانید هنگام تناول چاشت از مطالب تخصصی ما بهره ببرید.

 بعد هم اینکه در ابتدا قرار بود مطلبی در ارتباط با "تقبیح قباحت گوز" بنگارم ولی همانطور که در ادامه خواهید دید به مطلب، با فمینیسم و آزادی زن گوزیده شد که به خاطر حفظ حالت سورئالیستی وبلاگ نوشته را بدون تغییر یا حذف و اضافه تقدیم مینمایم. پس این شما و این هم "تقبیح قباحت گوز از دیدگاه فمینیسم."

 کدام یک از شما از لطمات روحی حاصل از گوزیدن در امان بوده اید؟

چند بار به خاطر گوزیدن(این عمل ساده در راستای اعمال فیزیولوژیکی بدن) زیر سوا ل رفته و به سراپایتان گوزیده شده است؟

چه کسی میتواند ادعا کند تمام خردسالی خود را در اضطراب گوزیدن در عذاب نگذرانده؟

طبق آخرین آمار ارائه شده از سوی محققان از هر 5 مرد 1 نفر صبح را با ترس از گوزیدن شب میکند. این آمار در مورد زنان وحشتناک است به طوری که حدود 78% از زنان قسمت عمده اعتماد به نفس خود را به خاطر اضطراب این سوا ل که نکند در جمعی بگوزم از دست میدهند.

نتیجه اینکه مشکل گوزیدن نیست، نگاه به گوز باید اصلاح شود.

دوستان چرا نباید با گوز برخوردی مشابه "سرفه" کنیم؟

تصور کنید نو عروس و دامادی دست در دست هم نهاده و چشم در چشم یکدیگر دوخته مشغول صحبتی عاشقانه باشند.اگر در همین حین تصادفاَ تلنگ عروس خانم در رفته و بگوزد چه اتفاقی خواهد افتاد؟

خوشبینانه ترین حالت در جامعه مرد سالار ما طلاق و فروپاشی زندگی این دو کبوتر نو پا از سوی پسر است.

در صورتی که اگر در حین اختلاط عاشقانه ای که صحبتش شد لحظه ای عروس خانم سکوت کرده ابرو ها را در هم میکشید و سپس با اندک فشاری میگوزید وبا عبارت"عذر میخوام" دنباله سخن خود را پیش میگرفت(درست مثل سرفه یا عطسه) چقدر مسئله انسانی تر برگذار میشد.حالا به فرض هم که لازم شود زوج مذکور اندکی از محل قبلی فاصله گیرند،اتفاقی می افتد؟

چه بسیار زنانی که به خاطر گوزیدن جلوی نامحرم مجازات شده اند. و قربانی 50% قتلهای ناموسی زنان گوزار هستند.البته این موضوع محدود به خانواده های سنتی ما نیست بلکه مردان روشنفکر و کلان شهر نشینان نیز گوزیدن زنان خود را بر نمی تابند.

بارها دیده ام که آقایی به همسرش گفته: "انگشتم را بکش" ودرست در لحظه کشیده شدن انگشتش توسط خانم، گوز گنده ای رها کرده و کرکر خنده به راه انداخته است.و جالب این که این امر موضوعی عادی و نشانه خوش مشربی آقایان محسوب میشود.

بهتر است سخن را پایان برم ولی قبل از آن از طرفدارن حقوق زن میپرسم:

 "آیا زمان آن نرسیده(بعد از این سکوت طولانی) که پیگیر این مسئله باشند که چرا مردان حق بیشتری از زنان برای گوزیدن دارند؟"

نگووووزز

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 14:0  توسط محمــــــــــــد جـــــــــــــواد  |